لطفا با عشق ازدواج نکنید

منطقی است که وقتی در پایان راه احساس می کنیم اشتباه آمده ایم، به آغاز نگاه کنیم. همه همین کار را می کنند. به روزی بر می گردند که به نظر زیبا ترین روز دنیا می آمد . روز که دنیا اوج مهربانی اش را نشان داده بود. روز اول آشنایی یا روز اول عاشقی و …. و بعد آهی می کشند و به خودشان می گویند: چه اشتباهی کردم!

منطقی است. اما واقعاً کجای کار اشتباه بوده؟ اغلب اوقات همین جا آدم ها دوباره دچار اشتباه می شوند. به جای اینکه خودشان را محاکمه کنند؛ شروع می کنند به متهم کردن دیگران. همه تقصیرها را گردن طرف مقابل می اندازند، وجدانشان را آسوده می کنند و خلاص. بعد هم قضاوتشان را تعمیم می دهند و به این نتیجه فلسفی (!) می رسند که: همه مردها یا زن ها سر و ته یک کرباسند!

روز اول اگر عاشق بودیم و دقیقا به همین علت، همه آنچه باید می دیدیم را ندیدیم، کسی جز خود ما متهم نیست. این خاصیت عاشقی است. حالا اگر در طول تاریخ همه آأمها همین اشتباه را کرده باشند، مجوز می شود که ما هم تکرار کنیم؟

عشق منطق را کور می کند و هیچ وقت آدمیزاد، مهم ترین تصمیم زندگی اش، یعنی ازدواج را با چشم های بسته نمی گیرد. ولی ما این کار را نکرده ایم و نمی کنیم. وقتی هم دودش توی چشممان رفت، همه را مقصر می دانیم جز خودمان. اگر می دیدیم، با چشم باز تصمیم می گرفتیم، می پذیرفتیم یا نمی پذیرفتیم، به هر حال به اینجا نمی رسید که: «چی فکر می کردیم و چی شد!»

اغلب اوقات ویژگی هایی که به خاطر آنها فکر می کنیم زندگی مشترک به بن بست می رسد، از اول وجود داشته اند. فقط باید بهتر نگاه می کردیم. اگر نگاه ما، با واقع بینی (و نه ایده آلیسم) همراه شود، احتمال رضایت از انتخاب تا حد زیادی بالا می رود. اگر چه، باز هم همیشه هر احتمالی وجود دارد. همان واقع بینی اقتضا می کند، از همان آغاز به بدترین احتمال هم فکر کرد. بدترین احتمال، که البته هرگز آخر زندگی نیست.

ما و ادعاهای علوی

دوستانی که دورادور هم مرا می شناسند، می دانند پرهیز دارم از سینه زدن زیر علم دین و از علم سخن گفتن و از علم شنیدن را  دوست تر می دارم و درست تر می دانم. اما امروز را می خواهم بهانه کنم برای بیان روایتی و مرور حکایتی.

باور دارم اسلامی که در این سرزمین در چند دهه اخیر ترویج شده، بسیار بیشتر، اسلام مفاتیح الجنانی بوده و بسیار کمتر، اسلام قرآنی – نهج البلاغه ای.

از قرآن که فقط به حفظ و قرائت بسنده کرده اند و اگر گاهی به معنا رسیده اند، منحصر بوده به ترجمه، یا تفاسیری که چند ده سال از نوشتن شان می گذرد؛ گویا که قرآن حرف جدیدی ندارد و هر چه بوده، تهش را درآورده اند. پناه بر خدا.

اما مظلوم تر از قرآن، نهج البلاغه است که می گویند برادر قرآن است؛ اما صلاح نمی دانند لایش را هم باز کنند. نتیجه می شود این که می گویند سیره علوی، اما فقط تشابه اسمی است و رسم، رسم دیگری است. شواهد بسیارند. کافی است نهج البلاغه را ورق بزنید و ببینید از علویت ما تا علویت علی، تفاوت ره از کجاست تا به کجا.

مثال می زنم و استفاده می کنم از آن برای اشاره به داستانی که دوستان لابد در یاد دارند.

حکمت 43: سیئه تسوءک خیر عند الله من حسنه تعجبک. که به زبان ساده می شود این: کار بدی که حالت را بد کند، پیش خدا بهتر است از کار خوبی که بخاطر آن «منم» بگویی.

مفهوم جمله، فراتر از اینهاست، اما به فراخور دغدغه ها و حوزه کاری ام، این جمله علی بن ابیطالب را که می شنوم، به یاد سوالات برخی دوستان می افتم درباره خودارضایی و پاسخی که دادم و گروهی از دوستان را برآشفت.

گمان می کنم خودارضایی، برای آن دوستانی که آن زمان، آشفته شدند و نویسنده را به اباحه گری متهم کردند، مصداق «سیئه تسوءک» باشد. نیست؟ گناهی است که به دنبال آن بسیار هم اندوهگین می شوند. درست؟ حالا علی بن ابیطالب می گوید همین گناه، از کارهای نیکی که می کنید و به دنبال آن، عجب است و خودپسندی و خودپرستی، نزد خدا بهتر است.

یعنی آن جوانی که چنین می کند و آشفته حال می شود و من مشاور به او می گویم نگران جسمت نباش و عارضه ای ندارد و تنها اگر باور داری خداوند به آن راضی نیست، مساله ات را در خلوتت با خدایت حل و فصل کن، از آن روان شناس پینه بر پیشانی که می گوید این کار زنا با خود است و به دروغ از عوارض جسمی و روحی می گوید و گمان می کند حق مطلق است و دوستانش هم وظیفه دارند مردمان را با پس گردنی و گشت امنیت اخلاقی و هفت هزار نیروی نامحسوس به بهشت بفرستند، عزیزتر است نزد خدا.

این چنین است که باید، دستکم در روزی که به نام علی (ع) است؛ فراتر از آنچه نوشته شده در مفاتیح از اعمال این روز و روزه و ادعیه و نمازهایش، تدبر کنیم در گفتار و رفتار علی(ع) چنان که هست؛ نه گزیده هایی از آن، که به کارمان می آید. علی به اسم نیست.

آیا لبیای من نرمال است؟

1- اندازه لبیا

تقریبا نیمی از زنان دارای لبیا مینورا (لبیاهای کوچک) بزرگتر از لبیا ماژورا (لبیاهای بزرگ)شان هستند. تنوع بسیاری در سایز و اندازه لبیاهای کوچک زنان وجود دارد و گزارش های بین المللی مامایی و حوزه تخصصی زنان نشان دهنده این است که هیچ مورد غیر طبیعی در زنان با لبیاهای کوچک بزرگتر نسبت به زنان با لبیاهای کوچکتر وجود ندارد.

برخی زنان دارای لبیاهای داخلی (پنهان) و برخی دارای لبیاهای خارجی (مشهود) هستند و با وجود دامنه گسترده شکل و سایز لبیاها، تمام این نمونه ها کاملا سالم و طبیعی هستند.

2- عدم تقارن لبیا

تقارن کامل در طبیعت وجود ندارد. بیشتر مردم حتی شماره دو پایشان با هم تفاوت دارد و اکثر زنان هم دارای لبیاهای متقارن نیستند.

3- رنگ لبیا

برخی از زنان دارای لبیاهای صورتی و برخی قهوه ای، مایل به قرمز یا ارغوانی هستند. گاهی رنگ لبیاها با رنگ پوست بدن یکی است اما معمولا لبیاها روشن تر یا تیره تر هستند. درست مانند رنگ لب ها در صورت شما. تنوع رنگ لبیاها هم کاملا  طبیعی است.

4- ناراحتی در لبیا

چنانچه در لبیاهای خود احساس ناراحتی و خارش دارید، اولین توصیه این است که لباس زیر یک سایز بزرگتر را امتحان کنید و از پوشیدن لباس های زیر فانتزی مانند backless (مثل لامبادا- مترجم) اجتناب کنید. کاملا طبیعی است اگر هنگام پوشیدن لباس های زیر بسیار تنگ در لبیاهاتان احساس ناراحتی داشته باشید. اما چنانچه لبیاهای شما دردناک بود و یا احساس خارش همیگی بود، حتما با پزشک و یا متخصص زنان تماس بگیرید.

5- تغییرات لبیا در طول زمان

لبیاهای کوچک در دوران بلوغ تغییر می کنند و معمولا در ظاهر برجسته تر و کمی حساس می شوند. درست مانند تمامی تغییراتی که در دوران بلوغ رخ میدهد و این کاملا طبیعی ست. تغییرات لبیاها به دلیل تغییرات سطح هورمون و سن در طول دوران زندگی همچنان ادامه دارد. تنها در صورتیکه متوجه تغییراتی مثل رشدخال گوشتی، هر گونه کیست و زایده روی لبیاهای خود شدید، بهترین توصیه این است که با پزشک خود مشورت کنید.

6- وقتی کسی درباره شما نظر می دهد

به هیچ وجه خوشایند نیست که شخصی در مورد جزییات خصوصی بدن یک خانم نظر بدهد؛ خواه شریک جنسی، دوست، مادر و حتی جراح زیبایی باشد. جزییات ظاهر زنان با هم تفاوت های اساسی و ریشه ای دارد و اندام جنسی سالم هم دارای ظاهر و اندازه های مختلف است، درست مثل چهره، که نمی توان انتظار داشت همه آدمها دقیقا شبیه هم باشند.

این را هم اضافه کنید که اکثر مردم دقیقا نمیدانند آلت تناسلی سالم زنانه چه ظاهری دارد. این ها مسایلي نیست که حتی در کلاسهای آموزش مسایل جنسی گفته شود. بنابراین، چنانچه شخصی درباره لبیاهای شما نظر داد، احتمالا در مقایسه با صحنه ها و عکسهای پورنو بوده و یا از یک خودبینی شخصیتی که در وجود همه آدمها وجود دارد نشات گرفته، یا اینکه قصد تخریب شما را دارد و البته احتمالا اندامهای جنسی  واقعی را ندیده و نمیداند چه توقعی باید داشته باشد. پس شک نکنید که تمام این نظرات خلاف واقعیت است. نگران گفته های مردم نباشید و به سطح احترامی که از شریک جنسی خود و اطرافیان خود دارید انتظار دارید فکر کنید.

اگر آن قدر اعتماد به نفس در مورد بدن خود به دست بیاورید که به راحتی آن را به اطرافیانتان نشان دهید، که بسیار عالی؛ اما اگر اعتماد به نفس لازم را ندارید، بازهم مشکلی نیست. زمان و انرژی لازم را صرف کنید تا آنچه هستید را دوست داشته باشید و به آنچه این عضو شما برایتان انجام می دهد فکر کنید.

اگر همچنان نگران و آشفته هستید از یک فرد مورد اعتماد و متخصص مشورت بگیرید و اطلاعات علمی خود را باز بینی کنید. پزشکان و متخصصان زنان در این زمینه متبحر هستند و با توجه به حرفه ای که دارند روزانه لبیاهای زیادی می بینند و منابع قبل اعتماد و کاملی به منظوره مشاوره در این زمینه و برطرف کردن نگرانى های شما هستند.

7- لبیا چه بویی باید بدهد؟

خیلی طبیعی است اگر ناحیه تناسلی شما بوی کمی نم و کهنگی مثل عرق و یا کمی بوی فلز در دوران نزدیک به قاعدگی داشته باشد.

بدن تمامی زنان دارای رایحه های مختلفی است که در دوران بلوغ دستخوش تغییرات می شود. این کاملا عادی است و نشاندهنده عملکرد صحیح باکتریهای مفید در آن نقطه.

شستشوی روزانه (و نه وسواس گونه- مترجم) ناحیه تناسلی با آب گرم و هر از گاهی صابون های ملایم بسیار مهم است. فراموش نکنید که هرگز از صابونهای آنتی باکتریال و لایه بردار و دوشهای واژینال استفاده نکنید. از بین بردن تعادل pHواژن، ولو و واژن شما را مستعد ابتلا به بسیاری از عفونتها خواهد کرد. چنانچه رایحه ناحیه تناسلی شما بسیار تند است و باعث نگرانیتان شده، در اولین فرصت به پزشک یا متخصص زنان مراجعه کنید.


منبع: www.labialibrary.org.au – ترجمه: ملیحه کهزادی

در اتاق خواب، به خودمان دست بزنیم می شود خودارضایی؟

تصور خیلی ها این است (حداقل در ایران) که خودارضایی کار زشت و پرضرری است؛ پس طبیعتا در بستر و همراه همسر هم نباید این کار را کرد. (دقت کنید که در مورد گناه بودنش صحبت نمی کنم. این به اعتقادات خودتان بر می گردد)

از طرف دیگر برای عده ای این سوال منطقی به وجود می آید که: اگر خودتحریکی با دست، این همه ضرر دارد، در هنگام معاشقه یا نزدیکی با همسر، وقتی همان کار با دست همسر انجام شود چه؟ و یا اگر حتی با دست خود آدم انجام شود؟ بازهم ضرر دارد؟ آیا اسم این هم خودارضایی است؟

اینکه از نگاه علمی، برای خودارضایی هیچ عارضه جسمی و روانی اثبات نشده (مگر در موارد خاص) بحث این مقاله نیست. این را می خواهم توضیح بدهم که اگر خانم یا آقا در رابطه زناشویی، خودش را تحریک کند، آیا این خودارضایی است یا نه.

تعریف خودارضایی، این است که فرد با خودش، با تخیلات و فانتزی هایش، خودش را تحریک و ارضا کند. یعنی جزء جدایی ناپذیر در تعریف خودارضایی، همین فانتزی هاست. حتی در تماشای پورن هم، یک جور تخیل همذات پندارانه است که باعث لذت می شود.

اما خودتحریکی یا خودارضایی هنگام معاشقه، چه حکمی دارد؟ دو حالت  دارد.

اغلب، در این موقعیت، خودتحریکی، همراه فانتزی نیست. معمولا، کمک به بالابردن برانگیختگی جنسی و لذت بیشتر است، در موقعیتی که فرد مقابل (همسر یا پارتنر) آغازکننده و ادامه دهنده تحریک بوده. در این موقعیت، به نظر می رسد اصلا خودارضایی مطرح نیست چون آنچه در ذهن هست، تخیل و فانتزی نیست.

معتقدم خودتحریکی وقتی با تمرکز و توجه به همسر انجام شود، نه با فانتزی های ذهنی، نه فقط بد نیست، که حتی مفید است. (و البته این یک نظر کاملا شخصی است و امیدوارم دوستان آن را به عنوان اظهار نظر فقهی تلقی نکنند!) برای همین هم، خودارضایی با سایبر سکس (چت یا وویس یا وبکم) با همسر، در شرایطی که دو نفر دور از هم هستند و به آن نیاز دارند را توصیه می کنم و این را هم مصداق خودارضایی محسوب نمی کنم.

اما در مقابل، همسری که در خود رابطه زناشویی، چشم هایش را می بندد و در خودش می رود و به فانتزی هایش فکر می کند و خودش را تحریک می کند، در اصل دارد خودارضایی می کند. در چنین موقعیتی، حتی اگر همسرش هم او را تحریک کند، بازهم همان اتفاقی افتاده که در خودارضایی می افتد؛ هرچند با دست کس دیگری اتفاق افتاده. و این اتفاق، خیلی شبیه خودارضایی است.

برعکس، این را مقایسه کنید با مرد یا زنی که دارد به همسرش نگاه می کند و خودش را تحریک می کند. و این کار، نه تنها خودش، که همسرش را هم بیشتر برانگیخته می کند و چه بسا در ادامه همسرش به او می پیوندد و رابطه کامل شکل می گیرد. آیا این خودارضایی است؟

می دانم که دارم تعریف جدیدی از خودارضایی ارائه می کنم. احتمالا همکارانی هستند که با این دیدگاه موافق نباشند.

ده فرمان؛ وقتی می خواهید درباره سکس با همسرتان صحبت کنید

ما مردم گریزان از گفتگو هستیم. باور نداریم که می شود همه مشکلات مان را با گفتگو حل کنیم. که اگر باور داشتیم، نه این همه تنش سیاسی در مملکت بود و نه این همه نزاع و قتل.

البته که گفتگو، هم پذیرش می خواهد و هم آداب دارد. اگر منظورمان از گفتگو این است که حرف بزنیم و طرف مقابلمان گوش کند و آنچه ما خواسته انجام دهد؛ یا اگر  گفتگو می کنیم و چند دقیقه بعد قندان جلوی دستمان روی هوا به سمت طرف مقابل در حال پرواز است، یعنی ما گفتگو بلد نیستیم. باید یاد بگیریم و تا وقتی یاد نگرفته ایم، نه یک دستگاه و سازمان، نه حتی یک اتاق، که حتی زندگی زناشویی خودمان را هم نمی توانیم اداره کنیم.

این ها، نکته هایی است در مورد آداب گفتگو درباره سکس؛ که یکی از حساس ترین گفتگوهاست.

  1. زمان و مکان درستی را برای گفتگو انتخاب کنید. عده ای معتقدند هیچوقت در تختخواب نباید صحبت کرد. موافقم که تخت خواب جای خوبی برای صحبت درباره شرایط مالی خانواده، یا گله از خانواده همسر، یا حتی مقصد سفر تفریحی آینده نیست. اما درباره سکس می تواند باشد؛ به یک شرط؛ اگر قبل از معاشقه، همسرتان را در آغوش بگیرید و با صمیمانه ترین کلمات در گوشش، حرف هایتان را زمزمه کنید. تک تک کلمات جمله قبلی را با دقت انتخاب کردم. آغوش. صمیمانه ترین. در گوش. زمزمه.
  2. قبل از شروع همه جمله ها را در ذهنتان داشته باشید. باید تک تک کلمه ها را با وسواس انتخاب کرده باشید. وسواس در چه مورد؟ قانون این است: اگر همه این کلمه ها را به خودتان بگویند، چه حسی پیدا می کنید؟ پس چیزی را که برای خودتان دوست ندارید، برای همسرتان هم دوست نداشته باشید.
  3. با جمله های مثبت شروع کنید. از عشق و علاقه و عطش و شور روابط جنسی تان در روزهای اول ازدواج بگویید. بگویید «اون وقتا یادته ساعت‌ها فقط همدیگر را می‌بوسیدیم؟» یا «یه وقت‌هایی فقط بهم می گفتی جان دلم و من حالم عوض می شد…» نباید حرفهایتان این حس را به همسرتان منتقل کند که شما فقط منفی می بینید. حتی اگر در رابطه زناشویی، هیچ نقطه مثبتی وجود نداشته، از ویژگی های مثبت دیگر همسرتان شروع کنید. اگر هیچ ویژگی مثبت دیگری هم به ذهنتان نیامد، خب برای چی دارید زندگی می کنید؟
  4. سرزنش نکنید! «مگر تو نمی دانی که…» یا «چرا…» یعنی گند زده اید به همه چیز. همسرتان دانای کل نیست. شما هم نیستید. باید با هم صحبت کنید تا از ذهن و دل هم باخبر شوید.
  5. رک و راست باشید. حاشیه نروید. گاهی خود شما هم نمی دانید چه می خواهید. حرف نزنید مگر اینکه مطمئن باشید همسرتان می تواند کمک کند. این را به خاطر داشته باشید که اگر خودتان ندانید چه چیز میل جنسی شما را تحریک می‌کند، این مشکل شماست؛ نه مشکل همسرتان. اما اگر می دانید، مثلا می دانید یک قسمت خاص از بدنتان حساس تر است، باید همین را رک و راست بگویید. و نکته مهم دیگر: نقاط حساس همیشگی نیستند. گاهی یک نقطه مثل قبل محل خوبی برای تحریک شدن نیست و اصلا تعجبی ندارد. دقیقا برای همین باید با همسرتان به طور مرتب درباره سکس صحبت کنید.
  6. جمله های منفی مطلقا ممنوع. «من چقدر بدبختم که…» یعنی به استقبال بدبختی رفتن. به‌جای اینکه بگویید «باید درمورد رابطه مسخره‌ای که داریم با هم حرف بزنیم» بگویید «می‌دونم دوست داری من از رابطه ‌مون لذت ببرم اما دوست دارم صحبت کنیم تا ببینیم چطور می‌تونیم هر دومون همه چیزو بهتر کنیم.»
  7. خودتان پیشنهاد بدهید. همه چیز را گردن همسرتان نیندازید. به‌ جای اینکه بگویید «هیچوقت به اندازه کافی با من عشق‌بازی نمی‌کنی» بگویید: «دوست دارم قبل از اینکه سراغ کار اصلی بریم کمی ناز و نوازشم کنی.»
  8. صمیمیت. این کلید گفتگوست. اگر عصبی شوید، گفتگو نه تنها سودی ندارد که ادامه دادنش ممکن است اوضاع را بدتر کند. پس به محض اینکه احساس کردید، گفتگو از حالت دوستانه خارج شده، همسرتان را ببوسید و گفتگو را با این جمله تمام کنید: «عزیزم من میخواستم صحبت کنیم که حالمون بهتر بشه نه که این جوری. پس اجازه بده الان قطع کنیم صحبتمونو. هر وقت دوباره هردو آروم تر شدیم، ادامه میدیم.»
  9. فقط حرف خودتان را نزنید. باید همان اندازه و حتی بیشتر، گوش بدهید. گفتگو، یک فرصت است برای تبادل احساسات، نه برای انتقال دستورات! مگر غیر از این است که نیمی از سهم لذت بردن از رابطه‌جنسی برعهده ‌شماست؟ با هم همفکری کنید و اگر به نتیجه نرسیدید، تصمیم بگیرید برای مراجعه به مشاور.
  10. رفیق باشید؛ نه فقط همسر.

10 نکته درباره خیانت زناشویی

1- کیست؟

واقعا چی هست و چی نیست؟ کلاسیک نگاه کنیم می شود «شکستن توافق زن و شوهری درباره انحصار رابطه جنسی» اما درباره واژه های «توافق» و «رابطه» می شود تا صبح صحبت کرد. یک نگاه هم ممکن است خیانت باشد؟ یا سکس گذری و بی رابطه عاطفی را هم نباید جدی گرفت؟ به نظر من، یکی از چیزهایی که یک زوج باید قبل از شروع رابطه یا ازدواج درباره آن توافق کنند، معنای خیانت است. باید استانداردهایمان را در رابطه با جنس مخالف برای هم تعریف کنیم. تعریف خیانت برای هر زوج متفاوت است.

2- نامش چیست؟

برایش در انگلیسی واژه های زیادی هست: infedility، cheating، affair و… اما در فارسی می گوییم خیانت؛ و من مخالفم. خیانت بار اخلاقی سنگینی دارد و طرف را با خاک یکسان می کند. درحالی که این یک چالش بین دو طرف است و حتما نقش طرف مقابل را باید در آن دید. «روابط فرازناشویی» اصطلاح علمی تری است و البته خیلی خنثی. دوستی می گفت پیشوند «فرا» بار مثبت هم دارد! اگر بپذیریم، پیشوند «ورا» یا «برون» شاید بهتر باشد.

3- یعنی تمام؟

در آمریکا، علت 90 درصد طلاق ها در ازدواج اول، همین است و مطالعات دیگر نشان داده صرف نظر از اینکه همسر بداند یا نه، احتمال طلاق را دوبرابر می کند. اما نکته بسیار مهم این است: روابط ورازناشویی، هرچند یک چالش فوق العاده سنگین در زندگی زناشویی است، اما اگر یک زوج بتوانند به سلامت از این گردنه عبور کنند، حتی ممکن است در آینده، سطح بالاتری از صمیمت و رضایتمندی از زندگی مشترک را تجربه کنند.

4- کی؟

در ایران که نداریم، اما مطالعات غربی نشان می دهد بیشترین احتمالش در میانسالی است؛ یعنی حدود 40 تا 60 سالگی. محتمل ترین مورد، همکاران و دوستان اند؛ 35 تا 40 درصد خیانتها در رابطه با آدمهای دور و بر است. نکته جالب دیگر: احتمال رابطه با عشق قبلی، تقریبا معادل یک فرد غریبه است؛ کمتر از 25 درصد.

5- چرا؟

ریشه های روانی و اجتماعی زیادی برای آن توصیف کرده اند اما: ساده انگارانه و دم دستی ترین فرض این است که مرد یا زن خیانتکار، یک آدم بی اراده تنوع طلب است که نتوانسته جلوی تمایلات جنسی اش را بگیرد. آدمهای خیانت دیده اغلب دوست دارند بگویند ما قربانی هوسبازی همسرمان شده ایم و به تنها چیزی که فکر نمی کنند نقش خودشان است. نه در روزهای التهاب، اما وقتی آرام شدند، همیشه از آنها می پرسم: فرضا که همسرت بی بندوبار؛ فکر می کنی مقصر این انتخاب اشتباه کیست؟

6- همیشه هست؟

همه نمی کنند و همیشه هم نیست اما برای همه و همیشه احتمال آن هست. اشتباه است فکر کنیم فقط وقتی بروز می کند که عشقی در ازدواج باقی نمانده. ). این درست که در ازدواج های مشکل دار احتمال آن بیشتر است و وقتی من مشاور به آن می رسم، موظفم دنبال مشکل زمینه ساز در آن رابطه بگردم. اما گاهی در ازدواج های خوب هم هست؛ مخصوصا در آقایان (از نوع تصادفی)

7- مرد و زن دارد؟

مردان، اغلب رابطه جنسی برقرار می کنند و زنان اغلب رابطه عاطفی. گروهی بر همین اساس خیانت را به سه دسته تقسیم می کنند: جنسی، عاطفی یا هردو باهم. مدل زنانه (عاطفی) جدی تر و عمیق تر است و باید به دنبال آسیب های زمینه سازش در زندگی مشترک گشت. اما مدل مردانه (جنسی) معمولا گذراست و تصادفی، مگر اینکه ادامه پیدا کند و رابطه عاطفی هم شکل بگیرد.

8- درمان چیست؟

دقت کنید که می گویم «درمان» یعنی که روابط ورازناشویی مثل بیماری است. گاهی آدمها از بیماری می میرند اما بیشتر وقتها هم می شود خوب شد، حتی از روز اول بهتر. محکوم کردن طرف مقابل و نپذیرفتن مسئولیت خود، کار درمان را مشکل می کند. درواقع بعد از خیانت دو اتفاق می افتد: یا رابطه به سمت تخریب بیشتر می رود، یا با کمک مشاور، زوج فرصت بازبینی رابطه شان را پیدا می کنند و صمیمی تر می شوند. حالت سومی نیست. برای حالت دوم (بازسازی)، مشاوره لازم است و خطاست اگر فکر کنیم بدون فرایند درمان، همه چیز فراموش و خود به خود، زندگی شیرین می شود. روی هم را ببوسیم و قول بده دیگر اتفاق نیفتد و… درمان نیست و سال دیگر باز همان آش و کاسه، محتمل است.

9- چطور؟

گاهی این اتفاق از نوع تصادفی است؛ بدون پیش بینی، بدون عشق، بدون انتظار ادامه رابطه و با ناراحتی و احساس گناه فرد خیانتکار. در نقطه مقابل، ممکن است خیانتکار از آن افرادی باشد که اصلا برای رابطه متعهدانه ساخته نشده. در این دو حالت عوامل زمینه ساز کم اهمیت ترند و درحالت دوم، درمانی وجود ندارد جز جدایی. اما گاهی هم یک رابطه رمانتیک شکل گرفته و اینجا باید به دنبال عوامل زمینه ساز گشت. انواع خاص تری هم وجود دارد. هنر یک درمانگر این است که بفهمد با کدام مورد طرف است و بر اساس آن چطور می تواند به زوج کمک کند. به نظر من که دستکم 10 جلسه لازم است و 6 ماه زمان، تا خیالمان راحت شود که بیماری ریشه کن شده. البته اگر درمان، جدایی نباشد.

10- ببخش و فراموش نکن

بعد از مشاوره بحران و آرامش بخشی، یکی از راهبردها کمک به فرد خیانت دیده است برای اینکه بتواند ببخشد. بخشش، سه مرحله دارد. اول، احساس رهایی و باور اینکه زندگی هیچ کس وابسته به هیچ کس نیست. (در این مرحله، آدمها می بخشند و ترک می کنند)؛ دوم، به دنبال دلیل گشتن و به مفروضات تازه رسیدن؛ و سوم، باور اینکه تنبیه بی حاصل است. از اینجاست که آدمها می خواهند واقعا ببخشند و ادامه بدهند.

7 کاربرد پوزیشن «زن روی مرد»

  • کاربرد اول: وقتی زن نیاز دارد پشت فرمان بنشیند

خانم هایی هستند که در تجربه ارگاسم قلق خاصی دارند. دخول باید ریتم و عمق خاصی داشته باشد تا به نقطه اوج برسند و این را ممکن است همسرشان نتواند دقیق اجرا کند. هیچ عیبی ندارد. من گاهی به مراجعانم می گویم فکر کنید آلت همسرتان یک جور sex toy است. اگر زنی بلد باشد چطور بازی کند که لذت ببرد، اقلا نصف مساله حل شده.

  • کاربرد دوم: وقتی زن نیاز دارد به تحریک کلیتوریس

تحریک کلیتوریس در این پوزیشن و پوزیشن میشنری به بهترین شکل اتفاق می افتد. برای خانم هایی که ارگاسم را با تحریک کلیتوریس تجربه می کنند نه صرفا با نزدیکی (و سه چهارم خانمها این طورند) ایده آل است. خانم هایی که تحریک کلیتورال برایشان مهم است، با خم شدن به جلو و گذاشتن دست ها به لبه تخت، در بالای سر مرد، می توانند تحریک بیشتری دریافت کنند.

  • کاربرد سوم: وقتی مرد زودانزال است

در این پوزیشن، مرد نیاز ندارد عضلات کف لگن را منقبض کند. (کاری که در پوزیشن میشنری یعنی مرد روی زن، مرتب باید انجام بدهد چون حرکت لگن به عهده اوست) و ثابت شده که ریلکس کردن عضلات کف لگن، انزال را به تاخیر می اندازد. پس این پوزیشن می تواند به مرد کمک کند انزالش را به تاخیر بیندازد. (برای اینکه بفهمید انقباض عضلات کف لگن یعنی چه، یادتان بیاید وقتی می خواهید جلوی ادرارتان را بگیرید، چه میکنید)

  • کاربرد چهارم: وقتی مرد دچار مشکلات اسکلتی است

بعضی آقایان بعد از رابطه زناشویی گرفتار کمردرد و دست درد و پادرد می شوند. این درست که رابطه زناشویی کالری زیادی نمی سوزاند، اما به عضلات و مفاصل استرس وارد می کند؛ مخصوصا اگر طولانی باشد. زوجها معمولا با تجربه خودشان می توانند بفهمند کدام پوزیشن  استرس کمتری به اندام هایشان وارد میکند. طبیعتا راحت ترین پوزیشن برای مردی که در مهره های کمری یا حتی گردنی دچار مشکل است، همین است.

  • کاربرد پنجم: وقتی زن باردار است یا تازه زایمان کرده

در سه ماهه آخر، یکی از پوزیشن های ایده آل برای رابطه زناشویی در بارداری است که فشاری به شکم وارد نمی کند. در چند هفته اول بعد از زایمان هم پیشنهاد می کنیم همین پوزیشن استفاده شود.

  • کاربرد ششم: وقتی تحریک دیپ اسپات مطلوب است

اگر آلت مرد خیلی بلند نباشد که باعث درد شود و اگر برای زن تحریک Deep-spot لذت بخش باشد، با خم شدن به عقب و دست ها را از عقب تکیه گاه بدن قرار دادن، در این پوزیشن زن می تواند تحریک بیشتری در دیپ اسپات (بن بست میان دهانه رحم و انتهای واژن) دریافت کند.

  • کاربرد هفتم: وقتی چشمها بیشتر لذت می برند

در پورنوگرافی خیلی از این پوزیشن استفاده می شود چون نماهای کاملی از بدن زن در این پوزیشن قابل نمایش است. برای مردانی که تحریک دیداری در برانگیختگی آنها مهم است هم این پوزیشن (و برعکس آن، یعنی وقتی زن از پشت روی مرد می نشیند) به کار می آید.

هاچین و واچین، زهچینو بچین!- قسمت دوم

پاسخ به همه سوالات درباره بکارت و پرده ای که بهتر است «زهچین» صدایش کنیم

ملیحه کهزادی- دکتر محمدرضا رجبی شکیب

* کدام کارها ممکن است باعث آسیب زهچین شود؟

# خودارضایی توسط خود شخص: خیر، مگر اینکه جسم خارجی را وارد واژن کند

# برانگیختگی جنسی، معاشقه، سکس دهانی و تجربه ارگاسم: خیر، به زهچین آسیبی نمی رسد اما با مفهوم باکرگی در تناقض است

# سکس مقعدی: خیر، به زهچین آسیبی نمی رسد اما با مفهوم باکرگی در تناقض است

# دخول در واژن ( ورود آلت تناسلی یا انگشت یا هر جسم دیگری به واژن) : بله

# دوچرخه سواری و سوارکاری و ورزش های سنگین: معمولا خیر مگر برای کسانی که بسیار طولانی این کار را می کنند
* آیا تمامی دختران و زنان جوان هنگام اولین دخول دچار خونریزی می شوند؟

خیر، بسیاری افراد در اولین دخول دچار خونریزی نمی شوند. این امکان وجود دارد که شما با یک پرده بکارت ضخیم که خونریزی ندارد و یا حتی بدون پرده بکارت متولد شده باشید. بنابراین، اینکه خونریزی اتفاق بیفتد یا خیر دلیل قطعي برای باکرگی نیست.

در اولین نزدیکی، چنانچه وقت کافی برای نوازش و معاشقه گذاشته شود و کاملا در آرامش باشید، واژن مرطوب شده و دخول به راحتی اتفاق خواهد افتاد، در نتیجه کمترین خونریزی را تجربه خواهید کرد.

از طرف دیگر چنانچه پرده بکارت ضخیم و قابلیت ارتجاعی کمی داشته باشد احتمالا علاوه بر اولین دخول، خونریزی در دفعات دوم و سوم و گاهی بیشتر هم اتفاق خواهد افتاد.

متاسفانه هنوز هم در برخی خانواده ها و فرهنگها در شب عروسی از پارچه ای سفید استفاده می کنند تا لکه خون روی آن، فرض و اثبات باکره بودن دختر باشد و در غیر اینصورت حکم به رابطه قبل از ازدواج با مردي دیگر صادر خواهد شد، که تاسفبار است و یکی از نقاط تاریک فرهنگ ما.
* چگونه می توان از خونریزی در اولين نزدیکی مطمئن بود؟

عده ای از دختران خواهان خونریزی به طور مشخص و واضح در شب ازدواج خود هستند. ممکن است نیاز به نشان دادن همان لکه خون سنتی بر روی پارچه به اقوام باشد، یا متقاعد کردن همسر خود مبنی بر باکره بودنشان حتی اگر واقعا باکره نباشند، یا با وجود باکره بودن نگران شک از طرف همسر خود هستند اگر خونریزی مشخصی اتفاق نیفتد.

به همین دلیل دختر ها راههای مختلفی را برای اثبات باکره بودن خود پیدا کردند. حقه های متعدد، از بریدن انگشت خود و ريختن چند قطره خون بر روی دستمال تا استفاده از پرده های بکارت مصنوعی. برخی دیگر هم روش جراحی ترميم پرده بکارت را انتخاب می کنند.

چنانچه شما هم در فکر به کار گرفتن این حقه ها هستید یادتان باشد تنها به حفظ یک خرافه و اشاعه بی اخلاقی کمک کرده اید.
* چگونه می توان زهچین را ترمیم کرد؟

واژه ترمیم در این مورد صحیح نیست، زیرا چیزی وجود ندارد که قابل ترمیم باشد، بلکه قضیه تنها ساخت یک پرده بکارت جعلی است.

دو روش مختلف برای جراحی ای که موسوم شده به ترمیم بکارت وجود دارد: در روش اول از پوشش خود واژن برای ساخت حفاظ در مدخل واژن استفاده می شود. هنگام سکس این پوشش پاره شده و خونریزی اتفاق می افتد.

در روش دوم لبیاهای خارجی به یکدیگر دوخته می شوند. این روش infibulation و یا مسدود کردن نام دارد و در بسیاری از کشورها بدلیل اینکه به دلیل ایجاد مانع برای خروج خون قاعدگی، غیر قانونی است.

در هر دو روش، هدف، ایجاد مدخلی تنگ تر و در نهایت خونریزی هنگام اولین نزدیکی است. هر دو روش کاملا آزمايش شده و علمی است اما در هیچ کدام ضمانت صد درصدی وجود ندارد.

هاچین و واچین، زهچینو بچین!

پاسخ به همه سوالات درباره بکارت و پرده ای که از این به بعد بهتر است «زهچین» صدایش کنیم- قسمت اول

ملیحه کهزادی- دکتر محمدرضا رجبی شکیب

  • آیا باکره بودن (سکس نداشتن) یک دختر قابل اثبات است؟

اول روشن کنیم که سکس مترادف نزدیکی نیست. اینکه یک دختر تا امروز چه تجربه های جنسی ای را از سر گذرانده، به هیچ وجه قابل اثبات نیست. نکته دوم این است که اصلا چرا این موضوع باید برای یک دختر مهم باشد و برای یک پسر نه؟ چرا هیچ کس سوال نمی کند از کجا بفهمیم یک پسر قبلا سکس داشته یا نه. و نکته سوم: حتی اگر منظورمان این باشد که بفهمیم یک دختر قبلا نزدیکی داشته یا نه، بازهم جواب منفی است. در بسیاری از موارد پزشک هم قادر به اعلام نظر قطعی نیست.

اگر بحث بکارت مطرح باشد، پزشک تنها می تواند تشخیص دهد که زهچین (پرده بکارت) آسیب دیده یا نه و این هم لزوما به معنای داشتن یا نداشتن نزدیکی نیست. ممکن است پرده به علت دیگری آسیب دیده باشد؛ یا اینکه فرد نزدیکی هم داشته باشد اما زهچین ظاهرا دست نخورده باشد. البته در مواردی که زهچین ضخیم است (در اصطلاح عامیانه: حلقوی یا ارتجاعی) ممکن است به دنبال نزدیکی قسمت هایی از پرده آسیب ببیند و برای پزشک، این آسیب قابل تشخیص باشد.

  • آیا احتمال پارگی زهچین زمان انجام حرکات ورزشی و یا استفاده از تامپون وجود دارد؟

بله. طبیعتا در استفاده از تامپون (وسیله استوانه ای شکلی برای جذب خون قاعدگی که وارد واژن می شود و در ایران رایج نیست و اغلب خانمهای ایرانی از «پد» استفاده می کنند) پرده بکارت دچار کشیدگی و در نهایت پارگی خواهد شد. حتی هنگام انجام ورزشهای سنگین هم این احتمال وجود دارد که البته درصد این احتمال بستگی به نوع، سایز و ضخامت پرده ی بکارت دارد.
* آیا اولین نزدیکی همیشه دردناک و آزاردهنده است؟

اصلا. چنانچه دختر کاملا آرام و راحت و از نظر جنسی برانگیخته شده باشد، اولین نزدیکی آزار دهنده و دردناک نخواهد بود، اما در صورتیکه دختر بیش از حد مضطرب باشد، واژن خشک و بسته می ماند و این حالت سبب درد هنگام دخول می شود.

با توجه به حالت عصبی و نگرانی زوج ها در اولین تجربه این امر کاملا طبیعی است اما با صرف وقت کافی و طولانی کردن معاشقه و در صورت لزوم استفاده از ژل لوبریکانت می توان این اضطراب و درد ناشی از آن را کاهش داد.

  • به چه کسی باکره (virgin) می گویند؟

تعریف درست این است: تا زمانی که دختر و یا پسری رابطه جنسی نداشته باشد باکره است. اما در مورد دخترها این باور قدیمی وجود دارد که باکره بودن به این معنی است که پرده بکارت صدمه ندیده باشد. گفتیم که آسیب پرده بکارت در موارد متعددی بغیر از دخول هم امکانپذیر است. بنابراین به طور قطع و یقین نمیتوان باکره نبودن یک دختر را منوط به دخول و رابطه جنسی دانست و @برعکس.

در دنیای قدیم، از آنجا که زن در واقع در حکم کالایی بود که دست به دست می شد، و همچنین روابط جنسی عمدتا در «نزدیکی» خلاصه می شد، «نو» بودن و به قول امروزی ها، «آکبند» بودن کالا اهمیت داشت و شاید به همین دلیل مثلا در اسلام هم قانون این طور وضع شده که اگر بکارت برداشته نشده باسد، نیمی از مهریه بخشیده می شود.

با همین نگاه زن به مثابه یک کالاست که، هنوز هم عده ای، دختران را قبل از ازدواج به معاینه بکارت وا می دارند.

  • چگونه بکارت از بین می رود؟

با تعریفی که از بکارت (ویرجین بودن) ارائه شد، یعنی نداشتن تجربه جنسی، باید گفت نظرات گوناگونى درباره چگونگی از بین رفتن بکارت برای دختران وجود دارد. آیا تنها با دخول (به وسیله آلت مردانه) اتفاق می افتد؟ یا با رابطه دهانی و مقعدی هم یک فرد، اعم از دختر یا پسر، دیگر باکره یا ویرجین به حساب نمی آید؟

در فرهنگهای گوناگون نظرات مختلفی وجود دارد. باور عموم بر این است که خودارضایی به معنای از بین رفتن باکرگی و نجابت نیست و می تواند راه مناسبی برای شناخت بدن و لذت بردن از آن باشد. در عین حال، در اغلب نقاط دنیا، معتقدند تجربه سکس دهانی یا مقعدی، بکارت دختر یا پسر را از بین می برد. (دقت کنید که درباره مفهوم درست باکرگی صحبت می کنیم و نه صرفا داشتن یا نداشتن پرده)

قسمت دوم این مقاله را در پست بعد بخوانید.

افسانه های منی

درباره اش زیاد می پرسند. یک بار برای همیشه می خواهم سوء تفاهم ها را مرور کنم؛ از ساده ترین ها تا رایج ترین ها.

1- منی= اسپرم؟
منی، مایعی است که موقع انزال، از مجرای آقایان بیرون می پرد و اسپرم ها، سلول های دم دراز شبه بچه قورباغه ای هستند که در آن شنا می کنند. بعضی ها این دو کلمه را جای هم به کار می برند که غلط است. منی می تواند اسپرم نداشته باشد اصلا؛ مثلا در مردی که وازکتومی می کند.

2- منی عصاره جان یک مرد است؟!
بعضی ها فکر می کنند معجون شگفت انگیزی است از پروتئین و مواد مغذی و مثلا ده تا لیوان شیر موز را بدن تبدیل می کند به چند سی سی منی. این طور نیست. منی هم مثل بقیه مایعات بدن ماست. در هر 10 سی سی منی، فقط نیم گرم پروتئین هست و حداکثر نیم گرم قند، از نوع فروکتوز.

3- اگر منی به مدت طولانی به رحم نرسد، رحم خشک می شود؟
عجیب است که گاهی مراجعانم می گویند این حرف را از زبان پزشکان هم شنیده اند. رحم مگر باغچه است که آب ندهی خشک شود؟ حتی اگر منظور این باشد که زن قابلیت باروری اش را از دست می دهد، باز هم حرف بی ربطی است. ده سال هم بگذرد و رحم روی ماه یک اسپرم را نبیند، سال یازدهم آغوشش را برای اسپرم جدید باز خواهد کرد.

4- هرچه حجم منی بیشتر، قدرت باروری بیشتر؟
مایع منی از ترشحات پروستات و سمینال وزیکول ها ساخته می شود و بیضه، اسپرم ها را به آن اضافه می کند. پس حجم مایع ربطی به غلظت اسپرم ها ندارد. آنچه مهم است غلظت اسپرم هاست و همین طور میزان تحرک آنها.

5- منی ممکن است در خانم آلرژی ایجاد کند؟
حدود 5 درصد خانمها، ممکن است به منی واکنش حساسیتی در پوست یا مخاط نشان دهند و بعد از تخلیه منی در واژن، یا گاهی روی پوست، ممکن است خارش و سوزش پیدا کنند یا کهیر بزنند. مثل همه آلرژی ها، راهی نیست جز پرهیز از تماس که در این مورد می شود کاندوم. و البته مثل همه آلرژی ها به مرور زمان مساله حل می شود. در مقابل، نکته دیگری هم هست. اثبات شده که تماس مکرر با منی باعث می شود سیستم ایمنی زن در زمان بارداری بهتر عمل کند.

6- مایع منی برای پوست یا دندان مفید است؟
هیچ مطالعه ای چنین چیزی را نشان نداده. منی حاوی روی و پتاسیم و کلسیم و اسیدسیتریک و خیلی چیزهای دیگر است؛ اما این کافی نیست که بگوییم برای پوست و کجا و کجا مفید است. مثلا می گویند منی حاوی اسپرماین است که اثر ضد چروک دارد؛ اما نمی گویند که حاوی تستوسترون هم هست که باعث آکنه می شود. در این مورد جستجو می کردم و دیدم حتی در یک مقاله در مجله مشهور Womens Health هم این موضوع آمده؛ البته با رندی. یعنی نویسنده فقط برای جلب توجه خواننده حرفی زده که خودش هم می دانسته درست نیست. متنش را می گذارم که خودتان ببینید:
Protect your pearly whites by stepping up to the mic. Semen contains zinc, calcium, and other minerals proven to fight tooth decay. Only trace amounts, but who’s counting?

7- بلع منی از سرطان پستان پیشگیری می کند؟
سال 2003 سی ان ان یک گاف خبری داد و در اخبارش آورد که مطالعه ای نشان داده خطر سرطان سینه در خانم هایی که دو بار در هفته اورال سکس دارند و مایع منی را می بلعند، 40درصد کم می شود! خیلی زود معلوم شد یکی از دانشجویان دانشگاه کلرادو این را از خودش درآورده و یک جور دروغ سیزده بوده. اما جالب است که هنوز هم این موضوع را جاهای مختلف می شنویم. تنها موردی که تا امروز به اثبات رسیده این است که انزال های منظم، باعث می شود خطر سرطان پروستات در مردان کمتر شود.

8- اسپرم دو روز در بدن زن زنده می ماند؟
دو روز هم بیشتر! در داخل رحم، اسپرم ها ممکن است 5 تا 7 روز زنده بمانند.

9- منی خاصیت ضد افسردگی دارد؟
یک مطالعه در سال 2002 نشان داد افسردگی در خانم هایی که همسرشان از کاندوم استفاده نمی کند و در تماس با منی هستند، کمتر است. توجیهی که در این مورد وجود دارد این است که منی حاوی اکسی توسین است که خیلی خوب از واژن جذب می شود و اکسی توسین هم هورمون همدلی است و برای خلق و خوی خانم ها، بسیار مفید. البته این فقط یک مطالعه بود و خود محققانش هم تاکید کردند که دلیل نمی شود کاندوم عزیز با آن همه فایده را به خاطر این موضوع کنار بگذاریم.

10- جهش بیشتر منی، یعنی من مردترم!
هیچ اهمیت بالینی ندارد و هیچ ربطی هم به باروری ندارد. جهش منی به مرور زمان، با افزایش سن، کم می شود و البته به فاصله بین انزال ها هم ربط دارد. ولی این افسانه هم، مثل افسانه طول آلت تناسلی است و برای بعضی آقایان، مایه اعتماد به نفس جنسی!