به بهانه روز مشاوره و روان شناسی: مشاوره شیرین از نوع چهارم

اگر تیتر این یادداشت گیج کننده است، بر من ببخشید. وقتی سه نوع مشاوره را که می شناسید توصیف کنم، موضوع روشن می شود.

در نسبت با ازدواج (یا به طور کلی تر، رابطه) می شود انواع مشاوره را این طور تعریف کرد:

١- مشاوره قبل از ازدواج: آقای دکتر محمد مجد مشهور (که اعتراف می کنم روزگاری اسطوره من بودند و با اینکه هرگز شاگرد مستقیم ایشان نبوده ام، اما از ایشان بسیار آموخته ام) خود را مبدع این نوع مشاوره در ایران می دانند.

نمی دانم چقدر این ادعا درست است، اما بی تردید، با تلاش ایشان و استادان دیگر بوده که امروز، زوج های بسیاری، قرارداد سترگی چون ازدواج را بی تایید مشاوران امضا نمی کنند؛ و چه بسیار تصمیم های نادرست و زندگی های مشترک تلخ و تیره و تار که مشاوران از آن پیشگیری می کنند. امروز کسی تردید ندارد در ضرورت مشاوره پیش از ازدواج.


یک گالری عکس تستی:


٢- مشاوره اختلافات زناشویی: احتمالا رایج ترین و قدیمی ترین نوع مشاوره است. من آن را مشاوره تلخ می نامم؛ چون درباره مشاوره شیرین حرفها دارم.

٣- مشاوره طلاق: این جدیدترین نوع مشاوره است و چقدر ضروری. جمله معروفی هست که اگر مشاوره قبل از طلاق نروید، مجبور به مشاوره بعد از طلاق می شوید. افسردگی ها و ناسازگاری ها و مشکلات اجتماعی بسیاری که در کمین نشسته را می شود با مشاوره طلاق کمتر و کمتر کرد.

اما چهارمین نوع مشاوره، که کمتر کسی آن را به رسمیت می شناسد و موضوع اصلی این نوشته است:

۴- مشاوره شیرین یا مشاوره بعد از ازدواج: در جامعه ما که محدودیت های بسیار در آگاهی بخشی جنسی در رسانه های عمومی و حتی در محیط های آموزشی هست، همه زوج ها، یک ماه بعد از عقد (دقت کنید که می گویم بعد از عقد، و نه مثلا آن طور که الان رایج است، در کلاسهای آموزش قبل از عقد در مراکز بهداشت)، در زمانی که احتمالا شیرین ترین دوره زندگی است، باید مراجعه کنند برای مشاوره سلامت جنسی. درست همان زمان که اولین تجربه ها را با هم داشته اند و احتمالا مثل آلیس هستند در سرزمین عجایب، و پر از سوال و ابهام.

ما ملت خودمحور همه چیزدانی هستیم که فقط وقتی اوضاعمان خیلی خراب می شود، فکر مشاوره می افتیم (بگذریم که خیلی هایمان در بدترین اوضاع هم به فکرش نمی افتیم). ضرب المثل مان هم این است: گرهی که با دست باز می شود، چرا با دندان؟ که یعنی تا جان به لب نشده ای، دست به جیب نبر! اما انگلیسی ها ضرب المثل دیگری دارند:

A stich in time keeps nine
یعنی یک کوک به وقت، در لباسی که پارگی کوچکی دارد، از ده تا کوک دیگر جلوگیری می کند.

معتقدم در روزهای عسلی زندگی مشترک، لازم است زوج ها، با لبخند وارد اتاق مشاوره شوند، با این هدف که هرچه باید، درباره سکس بدانند و همه سوالهایشان را بی پرده بپرسند و یاد بگیرند چطور درباره اش حرف بزنند. این یک کوک به موقع، حتما جامه زندگی مشترک آنها را از زحمت ده ها سوزن نخ آینده محافظت خواهد کرد.

نمی دانم، اگر عمر باقی باشد، شاید یک روز من هم ادعا کردم اولین کسی بودم که در ایران مشاوره بعد از ازدواج را معرفی کردم! این را البته یک شوخی تلقی کنید و نشانه ای از تمایل ذاتی آدمیزاد به خودنمایی. مهم این نیست که کی اول باشد یا نباشد. مهم این است که همه کمک کنیم جامعه ای سالم تر، با انسان هایی خوشحال تر داشته باشیم.

 

سکس چند درصد ازدواج است؟

پاسخ این پرسش، برای هر زوجی فرق می کند، و شاید بهتر است نگوییم زوج؛ که برای هر فرد فرق می کند. شاید از مجموعه آنچه یک مرد را در یک زندگی مشترک نگه داشته، سکس خوب، 70 درصد قضیه باشد؛ اما برای همسر همان مرد، 30 هم نباشد.

نکته اینجاست که این عددها در طول زمان هم تغییر می کنند. قضیه پیچیده تر می شود وقتی بدانیم حتی خود فرد هم نمی داند و نمی تواند عددی بگوید؛ چون سکس ریشه دارد در عمق ذهن؛ جایی که فروید ذهن ناهشیارش نامیده و بنابراین ممکن است وقتی از کسی بپرسیم که سکس، در ازدواج تو چقدر مهم است، پاسخی که از لایه های سطحی و هشیار ذهن برمی آید، حقیقی نباشد.

اما گمان من بر این است که نقش سکس در ازدواج، به طور میانگین، کمتر از 50 نیست. تاکید می کنم این یک نظر شخصی است و هیچ بویی از شواهد علمی نبرده (که اصلا در این مورد وجود ندارد)

با ادای احترام به مثلث عشقی اشترنبرگ، معتقدم در عصر جدید، زندگی مشترک (ازدواج یا هرجور رابطه پایدار) در یک مثلث محصور می شود. اضلاع این مثلث عبارتند از: سکس (یا شهوت که عاملی فردیتی است)، صمیمیت (یا رفاقت که عاملی زوجیتی است) و سنت (یا عرف و یا تلقی فرد از ملاحظات و قوانین و ارزشهای اجتماعی).

سکس شاید قاعده مثلث باشد و بیش از دو عامل دیگر، ضامن بقای زندگی مشترک؛ اما هیچ مثلثی با یک ضلع مثلث نمی شود؛ و حتی با دو ضلع هم. برای همین حتی زوج هایی که سکس و صمیمیت خوبی دارند، ممکن است بعد از مهاجرت به کشوری دیگر، تصمیم به جدایی بگیرند.

از بحث دور نشویم. مسلم است که سکس، یکی از سه ستون رابطه پایدار است؛ چه ازدواج سفید باشد، چه ازدواج با هر رنگ دیگر؛ چه اصلا ازدواج نباشد و رابطه ای رمانتیک باشد با هر مختصات دیگری. اما شک نیست که سکس مهم است.

ضرب المثل شده که 70درصد طلاق ها در ایران به دلایل جنسی است و اگرچه من مخالفم و گمان می کنم از آن حرف های «دلی» است که بدون شواهد پژوهشی دقیق گفته شده و در عمل هم به نظر نمی رسد که چنین باشد؛ اما باز هم، شک نیست که سکس مهم است.

بسیارند زوج هایی که طلاق عاطفی و جنسی گرفته اند و زیر یک سقف زندگی می کنند. به آنها هم می گویم: شک نکنید که سکس مهم است. و البته نمی گویم بروید طلاق قانونی هم بگیرید و خلاص. «اگر می خواهید» ادامه بدهید، بیایید درستش کنیم. سکس، مهم است.